ماشاء الله لا حول و لا قوه الابالله العلی العظیم

برای چشمان مهربانت می نویسم ،
حکایت بی انتهای عشق را
تا بدانی محبت و عشق را در چشمان تو آغاز كردم
چشمانم را در نگاه مهربانت
غرق می کنم و لبانم ، ذکر عشق را می سراید
و اکنون ................
اولين کودک را به ما عنايت فرمود ان زمان
دانستيم"معجزه ي زيستن دو نفر را براي يک نفر!
.خلقت سبز حضرت دوست با نام "پدر ومادر
"که تبلور عشق و"فرزند" که تجسم عشق الهي
بر روي زمين شدند اغاز گرديد........
عاقبت در يک شب از شبهاي دور
کودک من پا به دنيا مي نهد
ان زمان بر من خداي مهربان
نام شور انگيز مادر مينهد.
هر کودکي که در جهان متولد ميشود ذره اي جديد از خداوند است رخدادي عالي و همواره بديع..... ![]()
دختر گلم میخواهم تک تک روزهای
زندگیتو دراین وبلاگ ثبت کنم
تا همیشه یادم باشد که چگونه مثل گلی زیبا
در باغچه زندگیمان پرورش یافتی وهرروز شیرین
ترازروزقبل به زندگی من وبابا امید معنادادی.
عزیزم میخواهم بنویسم که ما سه نفرچه قدردرکنار
هم خوشحالیم واززندگی درکنار هم لذت میبریم.
گلم هروقت بزرگ شدی توهم ادامه این خاطرات را ثبت کن
امیدوارم من و امید بتوانیم به درستی از این هدیه باشکوه پروردگار مراقبت کنیم آنطور که شایسته توست.![]()





النا عزيزم تو با همه خوبيها
در تاريخ ۶/۱۱/۸۶ در يک روز برفي
پا به اين دنياي شلوغ وپر هياهو گذاشتي قدمت مباااااااااااااااااااااااااااااارک![]()
![]()




چه معجزه ايست
لمس دستانت
موسي عصايش را كنار ميگذاشت
اگر دستهاي تو را
لمس ميكرد.
حکمت قدمهایی را که برایم برمیداری
برمن آشکار کن
تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم
و درهایی را که برویم می بندی به اصرار نگشایم........
می خواهی
هوا را از من بگیر، اما
خنده ات را نه
















بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ