محبوب آسمان زیبای شب!مهتاب!نمیدانم چه سری است در شب که مرا پیوسته به سوی خود میکشد..مرا غرق میکند در دنیایی دیگر..مرا میبرد تا اوج لذت...تا انتهای آرامش .وقتی همه جا غرق در خواب است.وقتی همه شهر پر از سکوت است .وقتی چشم دنیا بسته است..من ..اما بیدارم و چشمانم را بر دنیایی دیگر میگشایم..دنیایی زیباتر دنیایی رنگین تر دنیایی ساده تر!و در دنیایم تو هم جا داری..به مساحت یک یاااد به اندازه یک خاطره..همین که در دنیای منی ..دنیایم زیباتر است.باور کن لحظه ای از یادم نرفته ای!هیچ وقت!و من در سکوت بی انتهای هر شب به یاد تو ام..
محبوب اسمان شب!مهتاب!میبینمت و دل میسپارم به صدای ملکوتی ات...میبینمت و خیره میشوم به سپیدی نور زیبایت.میبینمت و آرزو میکنم روزی ..جایی..در سرزمین دیگری..روی مهتابی (او)را ببینم...نه در این دنیا نه در این وقت های زمینی که عشق من به (او)فرای زمین و زمان بوده و هست...راستی یادم است ستاره ها را هم دوست دارم..و هر شب باز فریفته چشمکهای بی قرارشان میشوم و از نو عاشق و از نو شیدا و از نو غرق در یاااااااااااااد.........
چه قدر زود میگذرد این شب ها نمیدانم کم کم از تو دور میشوم یا به تو نزدیک میشوم..اما خوب میدانم دنیای دیگری در کنار دنیای خاکی ام زندگی میکند..دنیایی که مهتاب دارد!دنیایی که شب اسرار امیز دارد .دنیایی که (او)را دارد و چه قدر خوشبختند مردمان ان دنیا که چون(او)یی دارند....