النای عزیزم
ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني
/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/
مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/
نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

ولی دلم میخواد اون روزی که دیگه نبودم کنارت قوی باشی مادر جون عزیزم النا خیلی دوستت دارم ولی اینا رو برات اینجا مینویسم که بدونی ارزومه تو دکتر بشی سرافراز و قوی .همیشه سعی کن که گریه نکنی اصلا دوست ندارم گریه کنی به اندازه کافی پر غرور باش و جز پدرت به کسی اعتماد نکن .النا پدر لایقی داری اینو بهت اطمینان میدم برات سنگ صبور خوبیه.مواظب خودت باش.دوستت دارم .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23:16 توسط مامی النا
|
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ