این اهنگ تقدیم به بابا علی مهربون .........
فریدون اسرابی
در غم تو گریانم
از همه گریزانم
تا رود ز تن جانم
تو که گفتی به پیش من بمان
چرا چنین نهان، مرا به حال خود رها کردی؟
چرا ندیده ای که از غمت فغان رود به آسمان
چه گویمت مرا فدا کردی
مگر که جان به لب رسد
که یادت از نظر رود
چرا تو بی خبر ز ما رفتی؟
چه می شود عیان شوی؟
بگو چرا؟
بگو کجا رفتی؟
در دل شب تارم
در غم تو بیمارم
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی
به هر کرانه رفته ای
به یک بهانه رفته ای
به هر نشانه رفته ای
بجویمت ز بی نشان ها
دوباره پیش من بیا
ببین که می شود به پا
نوای شور و نغمه ها به کوه و دشت و آسمان ها
ببین که دل شکسته ام
به گوشه ای نشسته ام
به جز تو دل نبسته ام
دمی بمان به پیش من عزیز جانم
ز دیده خون شود روان به یادت
ای امید جان
ز چشم من نشو نهان که در فراغ روی تو رسد خزانم
دیده بر رهت دارم
در دل شب تارم
در غم تو بیمارم
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:41 توسط مامی النا
|

بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ