پدر.........
با موهای سپیدش;
پاکی قدومش;
سنگینی سکوتش;
نجابت و غرورش
وبا زمزمه کلامش
در جذبه محراب که گستره وسیع جنت بود
و ما فقط "پدر"می خواندیمش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 1:16 توسط مامی النا
|
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ