ای خدای مهربون دلم گرفته...............

بزرگ می شوی !

سختیها که زیاد می شوند بزرگ می شوی !

لوس بازیهایت تمام می شود !

آدمهایی که عصبیت می کنند و لجت را در می آورند به تو یاد می دهند که صبور باشی.

تغییرات زندگی / کارهای  جدید/ دوستای  جدید /رفتارهای  نابهنگام بعضی ها / به تو یاد می دهند

 که انعطاف پذیر باشی،

که در شرایط سخت و تازه نشکنی ...

وقتی به خنسی آخر ماه می رسی، یاد می گیری که با اتوبوس رفت و آمد کنی

 و کمی هم پیاده روی را تجربه کنی ...

وقتی مریض می شوی ، شکر کردن را به یاد می آوری و قدردان سلامتیت می شوی ...

وقتی پدرت را کمک میکنی یاد می گیری که به جای تکیه کردن تکیه گاه باشی ...

وقتی تنها می شوی ، مستقل می شوی ...

وقتی کارهایت زیاد می شود ، اتفاقا نظمت هم بیشتر می شود ...(چک کردن درها رو میگم و............. )

محدود که می شوی ، خلاقیتت گل می کند ...

و ...

هیچ سختی  در زندگی آن قدرها فاجعه آمیز نیست ،

 سختی ها فقط برای آن در زندگی ما جاخوش کرده اند که عقیده مان را درباره خود تغییر دهند ،

همه ما به سختیها  نیاز داریم ... !!

حالا انتخاب با خودمان هست ، می توانیم غر بزنیم یا بزرگ شویم و سپاسگزار باشیم ..

اگر واقعا به دنبال آرامش ذهن هستیم ،

 باید حس سپاسگزاری داشته باشیم ،

و نکته اصلی این است که اگر می خواهیم شکرگزار باشیم  ،

باید هر صبح شکرگزار از خواب برخیزیم ...

 دوز امید واریتو با نکته هایی که من گفتم ببر بالا و حالشو ببر عمو نوید مهربون...............