عماد خراسانی
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـی ست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی ست
اینهمه جنگ و جدل حاصل کوتهنظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی ست
هر کسی قصهی شوقش به زبانی گوید
چون نکو مینگرم حاصل افسانه یکی ست
اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی،دانه یکی ست
رهی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریهی نیمه شب و خندهی مستانه یکی ست
گر زمن پرسی از آن لطف که من میدانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکی ست
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکی ست
عشق آتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکی ست
گر به سر حد جنونت ببرد عشق«عماد»
بیوفـایی و وفاداری جانانه یکی ست

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 0:45 توسط مامی النا
|
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ