اگر...............
میخواستم پاییز باشم.پاییز من فصل اشنایی با عشق بود
اگر روزی از هفته بودم ...
حتماپنجشنبه
چون فردا همسرم تعطیل است
و تمام برنامه های خوش گذرانی و مسافرت مال آن روز و شب است.![]()
اگر عدد بودم ...
میشدم 2
نمی دانم چرا؟
شاید چون تنهایی را دوست ندارم.![]()
اگر جهت بودم ...
میشدم شمال
به یاد ان دریای شرجی![]()
اگر نوشیدنی بودم ...
میشدم شراب کهنه
تا همیشه بخندند آنها که مینوشندم
یا بگریند آنها که بغضی سنگین می آزاردشان![]()
اگر گناه بودم ...
میشدم خیانت
تا همیشه نفرینم کنند![]()
اگر درخت بودم ...
میشدم بید مجنون
تا باد همیشه لای برگهایم بپیچد و
من برقصم و
روحی بخندد![]()
اگر میوه بودم ...
میشدم سیب
لذت یک گاز بیخیال و بیگناه را به رایگان میدادم![]()
اگر گل بودم ...
میشدم رز
چون همیشه زیباست
سالهاست که زیباست![]()
اگر آب و هوا بودم ...
میشدم بهاری
نمور و خوش بو![]()
اگر رنگ بودم ...
میشدم سرخ
سرشار از هیجانی نا تمام![]()
اگر پرنده بودم ...
میشدم کلاغ
تا فقط آنها که لایقند دوستم بدارن
و سالها عمر کنم![]()
اگر صدا بودم ...
میشدم هوهوی باد
توی هوای خشک قزوین ![]()
اگر فعل بودم ...
فهمیدن
تا همیشه دیگران آرام شوند از خواندنم![]()
اگر ساز بودم ...
میشدم دف
تا با نوایم همه غرق شوند در شور و هیجانی توام با آرامش![]()
اگر کتاب بودم ...
میشدم شعر
میرفتم توی کتابخانه
مینشستم در انتظار تا باز دستی بردارم و بخواند و درآید از تنهایی
کتاب درسی اما نمی شدم حتما![]()
اگر شعر بودم ...
مال سهراب بودم
اگر بخشی از طبیعت بودم ...
میشدم کوه
زیبا و بلند و استوار
اگر یک حس بودم ...
میشدم آرامش
تا مکمل تمام خوبیها باشم

بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ