برای تو(النا)............نقاش کوچولوی نازم...... شعری از مامان سوگند....
می رسم به تو در کنار دفتر سفید بدون خط تو ...
وقتی من خورشید توی نقاشی تو باشم 
هیچ رویایی به تاریکی این شب ها نخواهد بود...رویا ها روشن میشوند با نقاشی هایت ........
هر روز که در حوالی خودم راه می روم![]()
می رسم به تو....در کنار تو ...
خنده تو که قاب این پنجره ها را به بهار نزدیک
می کند![]()
از من صدایی
که در حنجره ی باد آواز می خواند، مانده ......
ولی با تو(
)در نقش هایت گم میشوم
دوباره باز خواهم گشت به روزهای کودکی ام![]()
با تو در کنار دفتر بی خط ات
.......
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 1:46 توسط مامی النا
|
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ