النا وکلاس نقاشی...
النا دختر قشنگم برای اینکه خیلی نقاشی دوست داشتی بردمت کلاس نقاشی البته هفته ای ۱ بار به خاطر اینکه هنوز خیلی کوچولو هستی وخسته میشدی.....
اینم بگم که جلسه اولی که کلاس رفتی وقتی کلاست تموم شد بهم گفتی دوست ندارم نقاشی برم گفتم چرا ؟گفتی اخه دلم برای تو تنگ شده بود تو رو میخواستم ......عزیییییییییییییییییزمی......
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:20 توسط مامی النا
|
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ