مختصر و مفيد براي تو
حالا تو دیگه کم کم داري بزرگ ميشي کنار ما ولحظه لحظه ي بزرگ شدنت پر از خاطره...... مثلا اولين روزي که گفتي بابا ديگه ول کن نبودي به هر چيزي که دست ميزدي ميگفتي:بابا بابا بابا به پيانو شايان محکم ميکوبيدي تند تند ميگفتي بععععععععع با بععععععععع با .تاتي تاتي راه که افتاده بودي
مدام ميخوردي زمين ولي بدون اينکه گريه کني سريع بلند ميشدي و ما برات چرخي رو خريده بوديم که با کمک اون بتوني زود راه بيفتي.وحالا ديگه راه افتاده بودي وتا من يه جا کوچولو سرم گرم بود تو از پله ها رفته بودي بالا و در مامان رفعتت اينا بسته بود وتو با دست کوچولوت که دسبند داشت تيک تيک زده بودي به در که درو برات باز کنن عزيزم حموم رو دوست نداشتي تا۲ سالگيت ولي اب بازي رو چرا!مسافرتهاي زيادي هم کرديم با هم شمال ترکيه وخيلي جاهاي ديگه ولي تو همسفر خوبي نبودي همش گريه ميکردي ترکيه که رفته بوديم تو تازه راه افتاده بودي و خطر رو هم متوجه نبودي و ميخواستي ما ولت کنيم تا هر جا که خواستي بدوي.... 
بســــم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ