تبليغاتX
پرنسس سفید

پرنسس سفید

خاطراتی از النا

به نام خدا ...... 

برای چشمان مهربانت می نویسم ،

 حکایت بی انتهای عشق را

تا بدانی محبت و عشق را در چشمان تو آغاز كردم

چشمانم را در نگاه مهربانت

غرق می کنم و لبانم ، ذکر عشق را می سراید

و اکنون ................

نایت اسکینوقتي خداوند

اولين کودک را به ما عنايت فرمود ان زمان

 دانستيم"معجزه ي زيستن دو نفر را براي يک نفر!

 "انمورو ليندبرگ"

.خلقت سبز حضرت دوست با نام "پدر ومادر

"که تبلور عشق و"فرزند" که تجسم عشق الهي

 بر روي زمين شدند اغاز گرديد........ 

    عاقبت در يک شب از شبهاي دور

   کودک من پا به دنيا مي نهد

 ان زمان بر من خداي مهربان

 نام شور انگيز  مادر مينهد. 

 

   هر کودکي که در جهان متولد ميشود ذره اي جديد از خداوند است رخدادي عالي و همواره بديع..... 

دختر گلم میخواهم تک تک روزهای 

 زندگیتو دراین وبلاگ ثبت کنم

تا همیشه یادم باشد که چگونه مثل گلی زیبا

در باغچه زندگیمان پرورش یافتی وهرروز شیرین

 ترازروزقبل به زندگی من وبابا امید  معنادادی.

عزیزم میخواهم بنویسم که ما سه نفرچه قدردرکنار

 هم خوشحالیم واززندگی درکنار هم لذت میبریم.

گلم هروقت بزرگ شدی توهم ادامه این خاطرات را ثبت کن

امیدوارم من و امید بتوانیم به درستی از این هدیه باشکوه پروردگار مراقبت کنیم آنطور که شایسته توست.

النا عزيزم تو با همه خوبيها

 در تاريخ ۶/۱۱/۸۶  در يک روز برفي

پا به اين دنياي شلوغ وپر هياهو گذاشتي قدمت مباااااااااااااااااااااااااااااارک Crown Jewels

          چه معجزه‏ ايست

لمس دستانت

موسي عصايش را كنار مي‏گذاشت

اگر دست‏هاي تو را

لمس مي‏كرد.

خدایا................

حکمت قدمهایی را که برایم برمیداری

 برمن آشکار کن


تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم


و درهایی را که برویم می بندی به اصرار نگشایم........Crown Jewels

 

         نان را از من بگیر،اگر

 می خواهی

  
هوا را از من بگیر، اما


خنده ات را نه

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩Colorful Mothers Day comment

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 3:24 توسط مامی النا|

موقع خواب النا ازم پرسیدی:

 دروغ یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟

مامان راست یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونم چرا این سوال عجیب رو کردی 

 اخه تو هنوز خیلی کوچولو  هستی عزیزم !!!!!!!!!

هر چه شنيدي بازگو مکن ،

که نشانه دروغگويي است،

 وهر خبري را دروغ مپندار،

 که


نشانه ناداني است.

 

هر کس بد ما به خلق گوید

 

 ما دیده به بد نمی خراشیم


ما نیکی او به خلق گوییم

 

 تا هر دو دروغ گفته باشیم.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:31 توسط مامی النا|

تا اطلاع ثانوی:

 

 هر روز روز مامانه

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:35 توسط مامی النا|

(مامان متولد فروردین )

 مادران دست های فرزندشان را برای مدتی کوتاه،

اما قلب آنها را تا ابد نگه می دارند

 

Persianv.com At site

 

 

(مامان متولد خرداد)

اگر هر لحظه که به تو فکر می کنم

 گلی سر از خاک به در می آورد،

 تا ابد در باغم قدم می زدم.

Persianv.com At site

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:16 توسط مامی النا|

کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (ص) 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی.

 

تو به من درس زندگی آموختی.

 

 تو چون پروانه سوختی

 

و چون شمع گداختی و مهربانانه

 

 با سختی های من ساختی.

 Mommys Butterfly

 مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست

 

و مهتاب پرتوی از عطوفتت،

 

و سپیده حکایتی از صداقتت.

 

قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است

 

 و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک.

 Love You Mom Pink comment

مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم

 

و محبت هایت را سپاس گزارم،

 

 پوزش بی کرانم

 

 را همراه با دسته گلی۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 

 از هزاران تبریک، بپذیر.

 

 فروغ تو تا انتهای زمان جاوید

 

 و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 

مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق.۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

چه بگویم که هر چه گویم کم است اندک

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.

 

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 

مادر  مااااااااااااااااااااااااااااااااادر

 

 عاشقانه دوستت دارم هر روز روز توست برای من ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 8:21 توسط مامی النا|

پنج کلید ارتباطی موفق  برای بابای النا: 

 

  • همیشه در زندگی او شرکت داشته باش.
  • به مادرش احترام بگذار و او را تحسین کن.
  • قدر تک تک لحظاتی را که با او هستی بدان.
  • هر روز برای او دعا کن.
  • قهرمان او باش.

 

چون تو اولین عشق

 اولین قهرمان

 واولین مرد زندگی اش هستی بابا امید

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 0:4 توسط مامی النا|

نیمی از من مال تو


نیم دیگر هم مال تو . . .


تمام قلب و احساسام وقف تو


به خدا دگر چیزی ندارم


همان هم مال تو


جان ناچیزم فدای موی تو
مادرم


ای عصاره ایمان


ای چکیده ایثار


ای خود عشق


عاشق بودن و عاشق ماندن


را به من هم بیاموز

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 22:58 توسط مامی النا|

به یاد می آورم لحظه های فراز را که :

صدای تو اعتبارم می بخشد

و لحظه های نشیب را که اعتمادم

به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را

 

 کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (ص)

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز فرمودند:

«درهای آسمان در چهار هنگام به رحمت گشوده می شود:

هنگامی که باران می بارد،

آن گاه که فرزند به چهره مادر و پدر می نگرد،

 وقتی که در کعبه باز می شود

و آن زمان که ازدواجی شکل می گیرد».


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 15:51 توسط مامی النا|

  
دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست.
به جای آن که جای کسی را بگیرید،
تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید. چارلی چاپلین

انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.
چارلی چاپلین

مردان شجاع فرصت مي آفرينند

 ترسوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند .گوته

فرق انسان و سگ در آنست

كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.گوته

عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. وینستون چرچیل

 

 

ندارد چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها

 

من يكـرنگ بيزارم، از اين نيـــرنگ بازيها


زرنگی، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت

رفيقان را زپا افكندن و گـردن فرازيها

تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري


بنازم همت والاي بـاز و بي نيازيها


به ميداني كه مي بنـدد پاي شهسـواران را


تو طفل هرزه پو، بايد كني اين ترك تازيها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غيـر از اين حاصل


 

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

 رحیم معینی کرمانشاهی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:46 توسط مامی النا|

از مخالفت نهراسید؛ بادبادك تنها زمانی می تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود.

وینستون چرچیل

 ماجراجو و خطرناك باشید، با روزگار به مقابله برخیزید و ترس به خود راه ندهید؛ زیرا هر چه پیش آید خوش آید. وینستون چرچیل

 

 اشخاص همیشه گناه را به گردن شرایط و بی نظمی می اندازند؛ من به شرایط و بی نظمی باور ندارم. مردان كامیاب، شرایط و نظم را جستجو می كنند و آن را می آفرینند. وینستون چرچیل

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:43 توسط مامی النا|

من از دو کار نفرت دارم :

 

یکی درد دل کردن

 

و یکی هم از خود دفاع کردن

 

 برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است.

 

 شجاع به همدرد نیازمند نیست از ناله شرم دارد

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:35 توسط مامی النا|

کورتر از آن هایی که نمی خواهند ببینند

 وجود ندارد.

 

آدم وقتی فقیر میشود

 خوبیهایش هم حقیر میشوند

 اما کسی که زر دارد یا زور دارد

 عیبهایش هم هنر دیده میشوند

 و چرندیاتش هم حرف حسابی

بحساب می آیند.

 شما وقتی می توانید به نیمه ی پر لیوان

نگاه کنید که

 قادر به پر کردن

نیمه ی دیگر نباشید

اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید ،

 خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید. 

 

مهربانی جاده ای است

که هرچه پیش تر

می روی ،

 خطرناک تر می گردد .

 

همه بشرند ، اما بعضي ها انسان اند.

 

 دکتر علی شریعتی

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:23 توسط مامی النا|

دستــــت را بیـــــــاور ....

مردانه و زنانه اش را بی خیـــــــال


دســـــت بدهیم به رسم کودکــــــــــی ...


قوی کسی است که ،

 

 نه منتظر میماند خوشبختش کنند

 

 و نه اجازه میدهد بدبختش کنند .

 

در چشمانم تنهايي ام را پنهان مي کنم


در دلم ، دلتنگي ام را


در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را


در لبخندم ، غصه هايم را

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 23:58 توسط مامی النا|

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـی ست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی ست

اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی ست

هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید
چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکی ست

اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی،دانه یکی ست

ره‌ی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه‌ی نیمه شب و خنده‌ی مستانه یکی ست

گر زمن پرسی از آن لطف که من می‌دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکی ست

هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکی ست

عشق آتش بود و خانه ‌خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکی ست

گر به سر حد جنونت ببرد عشق«عماد»
بی‌وفـایی و وفاداری جانانه یکی ست

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:45 توسط مامی النا|

رفتن
آمدن
رفتن
آمدن
رفتن
…آمدن
رفتن
آمدن
رفتن …
دریا هم نمی‌فهمد
چه می‌خواهد…

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:40 توسط مامی النا|

در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟

*زیرا سال‌های جنگ بود
و من نیازمند ِ عشق بودم
برای چشیدن ِطعم آرامش.*

*زیرا بالای سی سال داشتم
و می ترسیدم از پژمردن
پیش از شکفتن و غنچه دادن.*

*زیرا طلاق واژه ای ست
تنها برای مرد و زن
نه برای مادر و فرزند.*

*زیرا تو هرگز نمی‌توانی بگویی:
مادر ِ سابق ِ من
حتی وقتی جنازه‌ام را تشییع می کنی.*

*و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند
میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند
نفرت یا مرگ حتی.*

*و تو بیزاری از من
زیرا تو را به دنیا آورد ه ام
تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن*

*و هرگز مرا نخواهی بخشید
تا زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری
ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ*
*رویاهاو آرزوهای دور و درازت*

 فریده حسن‌زاده

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:20 توسط مامی النا|

اگر فصلی از سال بودم ...
میخواستم
 
پاییز  باشم.پاییز من فصل اشنایی با عشق بود

اگر روزی از هفته بودم ...
حتما
پنجشنبه

چون فردا همسرم تعطیل است
و تمام برنامه های خوش گذرانی و مسافرت مال آن روز و شب است.

اگر عدد بودم ...
میشدم
2

نمی دانم چرا؟
شاید چون تنهایی را دوست ندارم.


اگر جهت بودم ...
میشدم
شمال

به یاد ان  دریای شرجی

اگر نوشیدنی بودم ...
میشدم
شراب کهنه

تا همیشه بخندند آنها که مینوشندم
یا بگریند آنها که بغضی سنگین می آزاردشان

اگر گناه بودم ...
میشدم
خیانت

تا همیشه نفرینم کنند

اگر درخت بودم ...
میشدم
بید مجنون
تا باد همیشه لای برگهایم بپیچد و
من برقصم و
روحی بخندد

اگر میوه بودم ...
میشدم
سیب

لذت یک گاز بیخیال و بیگناه را به رایگان میدادم

اگر گل بودم ...
میشدم
رز

چون همیشه زیباست
سالهاست که زیباست

اگر آب و هوا بودم ...
میشدم
بهاری
نمور و خوش بو

اگر رنگ بودم ...
میشدم
سرخ
سرشار از هیجانی نا تمام

اگر پرنده بودم ...
میشدم
کلاغ

تا فقط آنها که لایقند دوستم بدارن
و سالها عمر کنم

اگر صدا بودم ...
میشدم
هوهوی باد

توی هوای خشک قزوین

اگر فعل بودم ...
فهمیدن
تا همیشه دیگران آرام شوند از خواندنم

اگر ساز بودم ...
میشدم
دف

تا با نوایم همه غرق شوند در شور و هیجانی توام با آرامش

اگر کتاب بودم ...
میشدم
شعر

میرفتم توی کتابخانه
مینشستم در انتظار تا باز دستی بردارم و بخواند و درآید از تنهایی
کتاب درسی اما نمی شدم حتما

اگر شعر بودم ...
مال
سهراب
بودم

اگر بخشی از طبیعت بودم ...
میشدم
کوه

زیبا و بلند و استوار

اگر یک حس بودم ...
میشدم
آرامش

تا مکمل تمام خوبیها باشم



نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:39 توسط مامی النا|

Valentine smiley 124باید از تو بنویسم از تویی که پر شدی در لحظه لحظه زندگی ام 

 دختر نازم النا :

با تمام وجود مادرانه ام دوستت دارم  Glitter-Text.net

 دستهای کوچکت  را با آن ناخنهای قرمز لاکی

 و پوست سفید و سرخت.

میخندیدم از شوق، Valentine smiley 031 برای بازی های نابی که میکنی

بغض می کنم  از هیجان.......

   چون  عاشقانه دنیای کودکیت را دوست دارم

  وقتی که هر شب باید لباس عروسک زشت

وبد ترکیب( فیلی )را عوض کنی۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

 مادر برات فیلی میشوم وجوابم میدهی وااااااااای

 که تو محشری دخترم ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

حس می کنم بوی فرشته ها رو میدهی .......

شکننده ای و ناز. مثل یک تکه بلور.

بلور من عزیز دلم گاهی اوقات اوضاع همیشه بر وقف مراد نیست

و مادر بیشتر برای این عصبی میشم

که شما خوشکل من غذا کم میخوری چرااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوچولوی دلم منو ببخش اگه مامان ................

چه قدر زیباست زندگی در کنار تو

.چه قدر دلنشین است شنیدن صدای خنده تو .

چه قدر دوست داشتنی ست لحظه های دیدن تو .

چه قدر آرامش بخش است نوازش کردن تن تو .

چه قدر لذت بخش

 وشیرین است صحبتهای کودکانه ونامفهوم تو .

چه قدر خاطره انگیزاست شیطنهای تو بازی کردن های تو

چه قدر دل انگیز وزیباست لبخندهای

 صبحگاهی تو که بلا فاصله بعد از مامانت

 بیدار میشی و خیلی سر حال میگی سلام فیلیم کو؟؟؟؟؟؟؟

درکنارت شادم وشادمانه به زندگی ام ادامه میدهم

  وخدای بزرگ را شاکرمValentine smiley 031 به خاطر وجود گل زیبایی چون تو .

تمام آرزوی من بزرگ شدن تو

 وشکوفا شدنت در بهترین شرایط است .

عزیزم تو برای ما  تمام دنیایی .

همیشه خندان وشاد بمان .


 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:26 توسط مامی النا|

خدایا من در این کودک خلاصه شده ام....

دیوانه اش هستم...

همین کودکی که امده است

 تا یادم بیاورد عظمتت را....

همین کودکی که مرا به تو نزدیک تر کرده...

هر کار  نویی که انجام میدهد شکرانه اش

برزبانم جاری میشود...

بالندگی اش, قدرتت را به رخمان میکشد...

و آیتی است برایم از سوی تو!

به خودت میسپارمش

 

 و ایمانت دارم....

 

توکل میکنمت...

 

و میدانم نگهدارش هستی...

 

دلم به تو گرم است نگهدارش باش.

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:41 توسط مامی النا|

هرچقدر بعید توبا تمام کوچکیت خدای منی 

هرچقدر بعیدبرتنت گل به گل جوانه میزنم

تا تمام شوم 

حالا دیگر عاشقی میکنم و زندگی

وزندگی دارد تورا تماشا میکند در آغوش من

کودک زیبایم النا:

عزیز تر از جانم ونیمه وجودم .

همنفس وهمصدای تمام لحظه های من .

زیبا ترین عشق وفرشته کوچک  آسمانی ام

این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند،

 به عشق بودن توست . 

دنیایم با تو  همیشه زیباست؛

 زیباتر از همه روزهایی که سراغ دارم.

خنده هایت  طعم عسل می دهند

 وزندگی ام بی خنده های تو معنا نخواهد داشت

دوستت دارم به اندازه تمامی قطره های باران

وبه اندازه تمامی ستارگان آسمان

خدایا به فرشتگانت

 

 بسپار

 

 در لحظه لحظه

 

 نیایش خویش

 

“فرزند مرا از یاد نبرند

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:19 توسط مامی النا|

انا اعطیناک المادر

هستيِ هستي به بود فاطمه است

مهر محراب سجود فاطمه است

قصـه را كـــوته كنــم كـــانــــدر ازل

عـلت خلقــت وجــود فــاطمــــه است

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:51 توسط مامی النا|

همیشه در بازی گرگم به هوا ,

 از گرگ شدن فرار میکردم و

اکنون ناخواسته در تمام بازی ها گرگم

بی انکه از خودم بترسم...

من از بازی هفت سنگ میترسم .

می ترسم انقدر سنگ روی سنگ

 بچینم که دیوار سنگی مرا دربرگیرد

بیا لی لی بازی کنیم که با هر رفتنی دوباره برگردیم.....

کاش همه چیز مثل همان بازی های بچگانه بود

بازی های دوست داشتنی

 رفتن به کوچه و گرگم به هوا , بازی شیر پلنگ , و وسطی بازی

و پرواز دادن قاصدک ها به هوا

که تو النای عزیزم عاشق پیدا کردن قاصدکی مثل مادر

همه چیز از همین اغاز شد

شروع یک بازی جدید و غریبه ایی که وارد بازی من شد

و زندگی

من و اون غریبه را با هم اشنا کرد

و حال اون غریبه اشنا تمام زندگی من شده

من سالها بود که خودم راگم کرده بودم

من گمشده ایی بودم که در وسعت ابی ارزوهایم

در  فریادهایم  , منتظراون افسون بیتابی بودم

تا همهمه ی غرور و غیرتم  را ابدی سازد.

من در نگاه پر تلاطم دریا ,

 در ان ابی موجها , در جاده بی انتهای فرداها

 وسعت بی سرانجامی نگاه  را

 در زیر پلک غرور پدر نازنینت  رو پیدا کردم

 

به یادتمام روزهای سختم حالا

  دوست داشتن و عشق رو تجربه کردم 

 در پرتو سایه نگاه پدرت

که من را به خنکی بهاران میرساند

 داشتن تو رو تجربه میکنم

من از چشمان او میخوانم ان ژرفترین راز وجودش را

و حالا

 در کنار پدر خوبت منو تو بهترین روزهای زندگی رو می گذرونیم النا

 

 

 خدا نگاهبانمان باشد تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:38 توسط مامی النا|

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

مردمان می پرسند

زندگی زیبا چیست ؟

دست تو را می گیرم

و به خود نزدیک می کنم

سرم را آرام

بر شانه ات تکیه می دهم

و در چشمشان

لبخند می زنم

zibazibaziba

به چه مانند کنم در همه آفاق تو را 

 هرچه در ذهن من آمد تو از آن خوب تری

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است! آرام… بی صدا… همیشگی

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم باشی…

از هر چه قرار است غیر تو باشد… خواهم گذشت

دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 2:8 توسط مامی النا|

النایی این روزا کمی بد اخلاق شدی مدام اتاقتو بهم میریزی

 مدام دوست داری پرنده داشته باشی

 پرنده که چه عرض کنم انواع واقسام حیوانها رو دوست داری

شاید تو هم عزیز دل مامان یه چیزا یی از این دنیای وحشی فهمیدی

 ادما رو دوست نداری

البته به غیر از عموها ومادربزرگها وپدر بزرگت

دیگه هیچکسی رو محل نمیکنی

 ومن احساس میکنم باهاشون راحت نیستی

عزیزم البته با هم قد خودت خیلی زود ارتباط برقرار میکنی

 با بزرگترها راحت نیستی مامان .غرور وصف نشدنی داری که من عاشقشم .

با مامان پر که بری بیرون برات دوست پیدا میکنه

 فراوون تو هم کلی بازی میکنی خسته که شدی

تازه باید ما مامان  پر هم ببریم خونمون شب بمونه کنارت صبح یه جورایی جیم بزنه طفلکی .

دوتا جوجه فنچ کوچولو عمو نوید برات گرفته به یکی شون میگی کبتر.

تازگی ها به سفید برفی (جوجه مرغ) میگی مامان سفید برفی غلونبو  شده الهههههههههههههههههههی مامان قربون اون حرف زدنت بشم

عجیب به باباجی وابسته شدی

میگی بهم دوربین بده از بابام عکس بگیرم

  مدام بابا امید رو بوس میکنی

جوری که بابا واقعا کلافه میشه ولی عاشقانه باهات بازی میکنه 

 ولی از نوع خودش ..........

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 0:21 توسط مامی النا|

جالبه النا مگه نه؟؟؟؟
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 0:31 توسط مامی النا|

 
پینوکــــــیو...
 

چوبی بمان...


آدمها سنگی اند...


دنیــــــ ـــ ــایشان قشنگ نیستـــــ... !

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 15:56 توسط مامی النا|

حضرت رسول - ص - فرمود:

در ميان بنى اسرائيل عابدى زيبا و خوش ‍ سيما بود،

 زندگى خود را به وسيله درست كردن زنبيل از برگ خرما مى گذرانيد.

 روزى از در خانه پادشاه مى گذشت ،

كنيز خانه پادشاه او را ديد.

 وارد قصر شد و حكايتى از زيبايى و جمال عابد براى خانم تعريف كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 1:2 توسط مامی النا|

صدایتـ آرامشے دارد کـِ بآ هیچ چیـز عوضش نمیکنمـ!

نگاهتـ معصومیتے دارد کـِ بآ هیچ چیـز عوضش نمیکنمـ!

دستانتـ لطافتے دارد کـِ بآ هیچ چیـز عوضش نمیکنمـ!

آغوشتـ گرمایے دارد کـِ بآ هیچ چیـز عوضش نمیکنمـ!

مهربانیتـ تبسمے دارد کـِ بآ هیچ چیـز عوضش نمیکنمـ!

و این میشود که تو میشوی دنیای من

 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 0:50 توسط مامی النا|

به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.

اگر حرف مُفت را مي خريدند ،

خيلي ها ميلياردر بودند.

 

براي آنکه‌« آينده »اش را خراب کنند

«حال»ش را گرفتند.

براي رسيدن به داد مجبور شد بيداد کند.

اگر دلتان« قرص» است، از« دردسر» نترسيد.

حرف هاي خام به مغزم صدمه مي زند.

ظاهرسازها با هر سازي مي رقصند.

پركار ترين عضو بدنش فكش بود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 0:13 توسط مامی النا|

می توان تنها شد!

می توان زار گریست!

می توان دوست نداشت،

و دل عاشق آدم هارا زیر پاها له کرد...

می توان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت...

می توان صدها بارعلت غصه ی دل را فهمید!

می توان...

می توان بد شد و بد دید وبد اندیشه نمود!

آخرش هم تنها می توان تنها رفت ...

با جهانی همه اندوه و غم بدبختی...

یادگاری!؟همه جا تلخی و سردی و غرور...

فاتحه!؟خوب شد رفت !!عجب ادم بد خلقی بود!!

ولی ای کودک زیبای دلم...

آن ور سکه تماشا دارد....!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 23:43 توسط مامی النا|


آخرين مطالب
» ماشاء الله لا حول و لا قوه الابالله العلی العظیم
» راست /////دروغ...........ترجيح مي دهم حقيقتي آزارم بده، تا اينکه دروغي آرومم کنه .
» عاشقتم...................مادر.
» تقدیم به مامان پر با یه سبد گل رز قرمز/////و مامان رفعت با یه سبد گل رز نارنجی.....
» تقدیم به مامان پروین ومامان رفعت عزیزم.الهی که هزار سال زنده باشید وسلامت
» 5 کلید.........
»
» فرشته خلقت ///تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد...
» وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!....قابل توجه (..........)...
» با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. ..وینستون چرچیل

Design By : Pichak